من مثل عاشقی با گل سرخ در دست نیامدم تا در دل مردم رخنه کنم! شعر من،صدای یک محکوم به مرگ است! مرگ تدریجی... با شنیدنش ناله خواهی کرد،و نفرین. بیست و یک سال تمام: در زندان تنهایی خود زیستم...
چـمــدون رویـــاهـــامـو.-.-.-.دیگه برداشتم و بستم دیگــه عین اون قدیمــا.-.-.-.چشــــاتو نمیپرستــــم رخ تــو عین یه بـــــازی.-.-.-.منــو مـات قصه هـا کرد حالا بی اسمـم و تنها .-.-.-.پُــرپــاییز و شکستــــم
از تو هیچ چیزی نـمونــده.-.-.-.نـه نگـــاهی و نـه یــــادی مـــن سپردمـت به دریــــا.-.-.-.عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی تازه فهمیدم با این عشق.-.-.-.زندگیـــم چقـد تلـف شـد تــو بـــه جــای التماســم.-.-.-.یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
گلم کاش میتونستم یه روز این حرفارو بهت بگم و خودم رو واسه همیشه از دست این عشق رها کنم
ولی افسوس حتی نمیتونم یه لحظه به جدایی فکر کنم شاید باور نکنی ولی از روزی که رفتی همیشه و همه جا به فکرتم همیشه میام ببینمت همونجا که خودت می دونی ، ولی ......
یه ماه میشه ندیدمت دلم واست خیلی تنگ شده
گلم دیگه دارم به اس ام اسهای بدونه جواب ، به تماس های بی پاسخ ، حتی به تنهایی عادت میکنم ولی این رو هم بدون هر شب میای تو خوابم ، باهم حرف میزنم ، بازم وقتی میری من میان واسه بدرقت ، حتی تو خواب هم به حرفام میخندی ولی گلم خوابام یه فرقی با واقعیت داره ، راستش تو خواب احساس میکنم واقعأ دوستم داری ولی افسوس همه ی اینا فقط تو خواب اتفاق میفته وقتی بیدار میشم همه چی وارونه میشه نه تو دیگه منو دوست داری و نه من میتونم عشقم رو به تو ثابت کنم حتی نمی تونم باهات تلفنی حرف بزنم
گلم 10 شهریور با 3 تا از دوستام میریم مشهد واسه زیارت یادته بهت می گفتم خیلی وقته میخوام برم مشهد ولی وقت نمی کنم آخرش میرم ، خیلی حرفا باهاش دارم ، میخوام از همه شکایت کنم حتی از تو حتی از بابام ، حتی از خودم ، میخواهم بگم این مردم باهام چیکار کردن ، میخوام بپرسم من که این همه دوسش دارم چهرا هیچوقت صدام رو نشنیده ، بهش میگم که تورو دوست دارم آخه اون بهتر از من و تو عاشقارو میشناسه
میخوام قبل رفتن یک بار ببینمت
راستی 4 شهریور تولدته اون روز بیا هم ببینمت هم هدیه ی تولدت رو بدم
میدونم این جمله واست تکراری شده ولی بازم میگم .-.-.-.-. دوست دارم .-.-.-.-.-.
| 1:23 AM پنجشنبه، 31 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: yashar turk|
لینک ثابت |موضوع: درد دل
| (نظر بدهید.)
يكي از اس ام اسهاي گلم
باز امشب غزلی کنج دلم زندانیست
آسمان شب بی حوصله ام طوفانیست
هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد
هی هی این دل دیوانه ی من پنهانیست
| 4:28 PM چهارشنبه، 30 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: yashar turk|
لینک ثابت |موضوع: شعر
| (نظر بدهید.)
قصه مارو بد نوشتن
افسوس که دست سرنوشت قصه مارو بد نوشت هر چی غم دنیا که بود تو سرنوشت ما سرشت
افسوس که دست روزگار نذاشت بمونیم برقرار من و تو مال هم بودیم نفرین به کار روزگار
تقصیر من بود یا تو بود عشقی واست نمونده بود یا اینکه دیوونه تو شعری برات نخونده بود
نمیدونم یه هو چی شد از من و جاده ترسیدی هر چی بهت گفتم بیا نیومدی نفهمیدی
افسوس از اون روزهای خوب که بودی عشق و یار من چشم حسودا کور نشد نموندی در کنار من
این لحظه های آخره هر چی دلت می خواد بگو بگو عزیزم باز بگو اما خداحافظ نگو
تقصیر من بود یا تو بود عشقی واست نمونده بود یا اینکه دیوونه تو شعری برات نخونده بود
نمیدونم یه هو چی شد از من و جاده ترسیدی هر چی بهت گفتم بیا نیومدی نفهمیدی
| 4:04 PM چهارشنبه، 30 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: yashar turk|
لینک ثابت |موضوع: شعر
| (نظر بدهید.)
آرام تر بيا
با ابرهاي هرزه هوا را به هم نزن
با بادها نرو همه جا را به هم نزن
آرام تر بيا و آرام تر برو
آرامش زمين خدا را به هم نزن
جز فال چشم هاي تو چيزي نمانده است
فنجان قهوه ي فقرا را به هم نزن
اما ببين عروش قشنگم درست نيست
من مرده ام برات عزا را به هم نزن
هرچند تو بهشت زميني بدون شك
اما نيا جهنم ما را به هم نزن
| 12:37 AM چهارشنبه، 30 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: yashar turk|
لینک ثابت |موضوع: شعر
| نظرات 2